تبلیغات
رویکردهای نوین در فیزیوتراپی - ضرورت تغییر در ساختار دوره های آموزش تخصصی
 
رویکردهای نوین در فیزیوتراپی
دکترای حرفه ای فیزیوتراپی نیاز سلامت
                                                        
درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی داریم شما را با جدیدترین تکنیک ها و دیدگاه های فیزیوتراپی به منظور ارتقاء سلامت همگانی و پیش گیری از آسیب های اسکلتی - عضلانی و روشهای درمانی آشنا نماییم.
___________________________
انتشار مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع یا کسب اجازه از نویسنده مجاز میباشد.
___________________________

آدرس وبلاگ: www.mnphysio.ir
___________________________
آدرس کلینیک : ساری - خیابان فرهنگ مجتمع شهریار 3 طبقه هفتم واحد 709
تلفن: 01133300075 - 01133314402
___________________________
تنظیم وبلاگ از: مهندس داریوش پورمند
___________________________

مدیر وبلاگ : فیزیوتراپیست مریم نعیمی
نظرسنجی
تا چه حد از عملکرد وبلاگ رویکردهای نوین در فیزیوتراپی رضایت داشته اید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ضرورت تغییر در ساختار دوره های آموزش تخصصی

مقدمه:

شاید بتوان ورود به عصر اطلاعات و دسترسی به انبوه داده ها و به کارگیری روشهای نوین در تجزیه و تحلیل و فرآوری داده ها و تبدیل آنها به اطلاعات مفید و در نهایت دانش کاربردی را از بزرگترین دستاوردهای جوامع بشری تا به امروز محسوب نمود. به موازات این دستاورد، بهره گیری از روشهای نوین ارتباطی و ایجاد شبکه های گسترده به منظور تبادل این اطلاعات باعث اثربخشی هر چه بیشتر این تکنولوژی ها شده است.

به کارگیری این روشهای نوین در تمامی حوزه های کسب و کار مزایای غیر قابل انکاری را در بر داشته است. به عنوان نمونه در بخش آموزش، دسترسی به منابع و مراجع علمی، همایش ها، مجامع علمی و موارد متعدد مشابه که شاید تا دو دهه قبل مستلزم صرف وقت و هزینه فراوان بود، هم اکنون به راحتی برای تمامی دست اندرکاران این حوزه، از محقیق و دانشمندان و اساتید گرفته تا دانشجویانی که در مناطق دوردست مشغول به تحصیل می باشند، با هزینه ای محدود امکان پذیر شده است. این امر به نوبه خود در تولید، توسعه و ترویج علم و دانش نقش به سزایی داشته است.

چالش پیش رو:

امروزه در هر تخصص و مهارتی شاهد ارائه راهبردهای فراوان در قالب مستندات نوشتاری، صوتی و یا تصویری در فضای مجازی هستیم. تمامی شاخه های دانش و فناوری به زیرشاخه های متعدد تقسیم شده اند. تعدد زیرگروه ها در برخی موارد بنحوی گسترده است که چه به لحاظ محتوی و چه زمانی ارائه تمام این مفاهیم و اصول علمی و تکنیکی در قالب دوره های آموزشی کلاسیک و ساختاریافته دانشگاهی امکانپذیر نمی باشد. گستردگی در مفاهیم و راهبردها از این نظر که فرصت دسترسی به تجارب انباشته را در اختیار افراد جویای دانش و مهارت قرار می دهد فرصت است، اما تهدیدی که در پس این فرصت نهفته است دوری اذهان این افراد از پویایی و کنکاش در حوزه های نوین و تضعیف قدرت تجزیه و تحلیل و استفاده از خوراک آماده فکری است.

برای تشریح بهتر مطلب فوق اجازه دهید با یک مثال ادامه دهیم:

در حوزه فیزیوتراپی از دیرباز تقسیم بندی های متعددی در خصوص نوع بیماری ها و ناتوانی های جسمانی و همچنین شیوه های درمانی وجود داشته و دارد. این شاخه درمانی با توجه به گستره وسیع نواحی هدف و اقتضای رویکردهای متفاوت متناسب با نواحی و عوارض هر بخش نیازمند آموزشهای بسیاری است. از طرف دیگر آموزشهای دانشگاهی و آکادمیک تنها اصول کلی را ارائه داده و متدها و تکنیکهای درمانی را در حد کلان بیان می کنند. امروزه در سایه توسعه تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی، انتقال تجارب درمانی و تکنیکهای فردی با سرعت و کیفیت بسیار بالاتری صورت می پذیرد. به عنوان مثال اگر در دهه گذشته در حوزه تکنیکهای درای نیدلینگ یکی از اساتید امریکایی از توانمندی خاصی برخوردار بود، تنها دانشجویان وی و اشخاصی که امکان شرکت در دوره ها یا کارگاههای آموزشی وی را داشتند فرصت بهره گیری از تجارب وی برایشان مهیا بود. اما با وجود امکانات ارتباطی حاضر قابلیت به اشتراک گذاری این تجارب در هر گوشه این کره خاکی امکانپذیر است.

به تدریج این قابلیت شکل ساختاریافته و قانونمندتری به خود گرفته و به عنوان یک حوزه عام کسب و کار معرفی شده است. صرفنظر از اینکه تکنیکهای مورد جستجو در حوزه فیزیوتراپی است یا مهندسی مکانیک یا هنر و یا هر شاخه دیگر، امکان دسترسی به دانش، تکنیکها، راهبردها، جلسات آموزشی، منابع مکتوب و نظایر آن بشکل ساختاریافته وجود دارد. اما باید توجه داشت در خیلی از موارد بکارگیری دانش و اطلاعات انباشته نیازمند مهارت دیگری است. این مهارت توانایی تجزیه و تحلیل و بکارگیری اطلاعات بمنظور استخراج دانش و برنامه ریزی است. در صورت فقدان این مهارت انباشت اطلاعات منجر به عدم انسجام فکری و اختلال در تصمیم گیری میشود. بعنوان نمونه فیزیوتراپی را در نظر بگیرید که با یک بیمار آسیب دیده (با وضعیت پیچیده) مواجه است که مجموعه ای از روالهای درمانی ناموفق را از سر گذرانده است. دانش آکادمیک و اصول علمی به عنوان یک پشتوانه حرفه ای در اختیار وی قرار دارد، اما به تنهایی در چنین حالتی نمیتواند وی را به تشخیص مناسب برای پروسه درمانی رهنمون باشد. در چنین شرایطی با توجه به انبوه راهبردها، توصیه ها، مستندات و گزارش های موارد مشابه که در شبکه های ارتباطی موجود است یا در سابقه آموزشی فیزیوتراپیست مورد نظر ما موجود است، وی میتواند در صدد یافتن موارد مشابه باشد. در چنین شرایطی وی با موارد متعددی از راهبردها و تجارب و مطالب علمی مواجه شده و سعی در پیاده سازی رهنمودها و راهکارهای انتخابی خود بر روی بیمار خواهد داشت. در حالیکه قضاوت درباره انطباق وضعیت بیمار با شرایط انتخابی مستلزم به کارگیری تجارب حرفه ای و تجزیه و تحلیل دقیق شرایط بیمار است. کاری که در اغلب موارد درمانگر از انجام آن غفلت کرده و بتدریج فاقد چنین مهارتی خواهد شد.

نتیجه چنین رویکردی بدون شک چرخه معیوب آزمون و خطا خواهد بود، که هم موجب بی اعتمادی بیمار به شیوه درمانی و هم از بین رفتن اعتماد به نفس درمانگر می شود. افزایش نتایج از این دست در بین درمانگرها متاسفانه موجب سلب اعتماد عمومی به شیوه های نوین درمانی خواهد شد. در صورتیکه یک رویکرد تحلیل گرایانه و مدبرانه می تواند جایگاه این قبیل روشها و پروتکل های درمانی را تقویت نماید.

راهکار پیشنهادی:

تا به این مرحله بدون شک این سوال مطرح میشود که راه چاره برای مواجهه با چنین مشکلی که سایه خود را بر تمام حوزه های کسب و کار و آموزش گسترده چیست؟

به نظر میرسد با توجه به تنوع شیوه های توسعه منابع اطلاعاتی و عدم توانایی نظارت برمحتوا و ایجاد ساختار مناسب در شبکه های ارتباطی راهکار را باید در حوزه آموزش یافت. فراهم نمودن حجم انبوهی از مستندات و منابع و ارائه راهبردهای حرفه ای و تخصصی توسط اساتید در حال حاضر به سادگی امکانپذیر بوده و از طرف دیگر دسترسی به این منابع توسط دانشجویان و کارآموزان و بازآموزان هم تبدیل به یک خواسته شده است. شاید هنگامیکه صحبت از یک آموزش دانشگاهی و ارائه دروس پایه باشد نتوان بر این روش ایرادی گرفت، اما در آموزشهای تخصصی و حین خدمت این روش به نحوی تشدید کننده مشکل مطرح شده در این مقاله است.

آموزش در چنین شرایطی باید متضمن فراگیری قدرت تجزیه و تحلیل و انطباق اطلاعات و مستندات موجود با وضعیت خاص مورد بررسی باشد. موفقیت این شیوه آموزشی در گرو همکاری متقابل دانشجو و استاد می باشد. به بیان روشن به جای ارائه منابع متعدد و گزینش شده توسط استاد به دانشجویان یا بازآموزان، بهتر است روش گزینش و یا خلق راهکارهای مناسب و بکارگیری آنها (در مثال مورد بررسی یافتن روش درمانی متناسب با شرایط بیمار) تدریس شود. البته تدوین این شیوه آموزشی نیازمند برنامه ریزی دقیق و مدبرانه و ارائه این جلسلت آموزشی هم نیاز به بینش و مهارت عملی اساتید دارد. به امید روزی که شاهد برگزاری دوره های آموزشی هدفمند به منظور فراگیری شیوه های بهتر در استخراج پروتکل های درمانی توسط کارآموزان باشیم.

                                                              داریوش پورمند